«لغت نامه دهخدا»
(اِ مرکب) پاروب. بیل چوبین که برف بدان روبند و بعضی گفته اند که پاروب آن باشد که دسته ای دراز دارد که روبنده به پا ایستاده جا بروبد و مطلق جاروب نیست چنانکه بعضی گمان برده اند. (رشیدی). پارو. (مهذب الاسماء). و چوبی پخ با دسته ای دراز که خبازان خمیر بر آن گسترده و در تنور نهند.