پتر

«لغت نامه دهخدا»

[پَ تَ] (اِ) تُنُکهء طلا و نقره و مس و برنج و امثال آنرا گویند که در آن اسماء و طلسمات و تعویذ نقش کنند. (برهان). این کلمه هندی است. (رشیدی). و صاحب غیاث اللغات گوید پتر به فتحتین پاره های آهن پهن کرده شده و این لفظ مشترک است در هندی و فارسی مگر در هندی تاء فوقانی را مشدد آورند :
هر حمایل که از آن تعبیه تعویذ زر است
بازوش ویحک از آهن پتر آمیخته اند.
خاقانی.
چشم بد کز پتر آهن و تعویذ نگشت
بند تعویذ ببرید و پتر باز دهید.خاقانی.
پترآلکساندروسک.
[پِ رُ لِ رُ] (اِخ)(1)یکی از قلاع ترکستان روس، مرکز ایالت آمودریا در نزدیکی آمودریا تقریباً مقابل شهر خانکا(2).
(1) - Petro-Alexandrovsk.
(2) - Khanka.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر