پیلبازی

«لغت نامه دهخدا»

(حامص مرکب) عمل پیلباز. بازی کردن با فیل. || باختن فیل. || بازی فیل. بازی و لعب کردن چون فیل(1). || با فیل به جنگ پرداختن و چپ و راست به حرکت درآوردن فیل برابر خصم :
هم این زابلی نامبردار مرد
ز پیلی فزون نیست اندر نبرد
یکی پیلبازی نمایم بدوی
کزین پس نیارد سوی جنگ روی.فردوسی.
(1) - رجوع به فهرست ولف شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر