«لغت نامه دهخدا»
[تَ طُ] (ع مص)(1) تَاَطُّر خم گردیدن و کج شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || خود را در بند داشتن. || خانه نشین شدن زن و ناکدخدا ماندن زن در خانهء پدر و مادر خود تا مدتی. (منتهی الارب). رجوع به تَأَطُّر شود. (1) - در اقرب الموارد و قطر المحیط فعل «اطر» بباب تفاعل نیامده است.