تاراج گر

«لغت نامه دهخدا»

[گَ] (ص مرکب) غارتگر. (آنندراج). یغماگر. چپوچی. تاراج کننده :
ز کچلول دریوزه تا جام زر
ببردند ترکان تاراج گر.
هاتفی (از آنندراج).
اینست کزو رخنه بکاشانهء من شد
تاراج گر خانهء ویرانهء من شد.
وحشی (از آنندراج).
رجوع به تاراج شود. ||از اسمای محبوب است. (آنندراج).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر