تحییض

«لغت نامه دهخدا»

[تَحْ] (ع مص) روان گردانیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). تحییض آب؛ روان کردن آن. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). || جماع کردن در حیض. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). آمیختن با زن، هنگامی که حائض بود. (قطر المحیط).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر