تخت جمشید

«لغت نامه دهخدا»

[تَ تِ جَ] (اِخ) تخت جمشید آثار باقیماندهء ارک و کاخ داریوش اول هخامنشی است، که پس از گذشتن 189 سال از آغاز بنای آن، اسکندر مقدونی ساختمان های آن را در سال 331 ق . م. سوزانده است. تخت جمشید در 56کیلومتری شمال شرقی شیراز و 6کیلومتری استخر، در جلگهء مرودشت واقع است. تخت جمشید طبق دو کتیبه ای که در بالای دیوار جنوبی آن کنده شده، از بناهائی است که به فرمان داریوش اول هخامنشی، در حدود سال 520 ق . م. ساخته شده است.
پلکان بزرگ: راهی که به بالای تخت یا صفه راهنمائی مینماید، دو پلکانی است که در دو طرف، روبروی هم ساخته شده و شمارهء هر یک از پلکانها از پائین تا بالای تخت 110 و درازای هر یک 90/6 متر و پهنایش 38 سانتیمتر و بلندیش 10 سانتیمتر میباشد.
سردر بزرگ یا مدخل: برای وارد شدن به درون ارک تخت جمشید، پس از پلکانهای شرح داده شده، تنها راه، سردر بزرگ بوده و آن ساختمانی است چهارگوشه که در بالای پلکانهای نامبرده واقع گردیده است. این مدخل دارای 4 ستون و سردر غربی و شرقی و جنوبی بوده است، که چهار جرز دو درگاه آن، با دو تا از ستونهایش، هنوز برجا و باقی میباشد.
درگاه غربی مدخل: در ورودی بزرگ نامبرده، که در خارجی بوده، رو به مغرب و متوجه پلکان بزرگ میباشد. در طرفین درونی جرزهای درگاه غربی، تقریباً در بلندی دو متر از کف، دو پیکر حیوان بزرگ که بدن و دستهای آنها شبیه به اعضای گاو و سرشان مانند سر شیر میباشد، حجاری شده است.
درگاه شرقی: درگاه دومی که درونی بوده بطرف شرق واقع است. جرزهای این درگاه دارای دو گاو بالدار با سر انسان است و تاجی هم بر سر دارند. این نقوش بالدار تقلیدی است از مجسمه های دروازهء پایتختی که سارگن، پادشاه آشور، در حدود 712 ق . م. پس از ترک نینوا، پایتخت قدیم آشور، در 15میلی شرقی شهر موصل ساخته است.
آپادانه (آپادانا) یا بارگاه: در جنوب سردر بزرگ، بفاصلهء 50 متر، ساختمان ستون داری آشکار و نمایان است که موسوم به کاخ آپادانَه یعنی کاخ بار عام میباشد. تمام ساختمان بار عام نامبرده، اکنون دارای 13 ستون میباشد، و بوسیلهء دو پلکان دوطرفی شمالی و شرقی، به آن وارد میشوند. دو پلکان نامبرده، یکی پلکان کهنه است که بسمت شمال متوجه میباشد، دیگری پلکان نوپیدایش است که در سوی خاوری (شرقی) ساختمان واقع است و شرح آن زیر عنوان «پلکان نوپیدایش» بیاید. دیوار پیش بست پلکان کهنه، به نقوش چندین تن از نمایندگان ملل مختلف، مزین و آراسته میباشد. ساختمان آپادانَه عبارت بوده از یک تالار چهارگوشهء مرکزی، و چهار ایوان بشکل راست گوشه که هر یکی از ایوانها 12 ستون و خود تالار مرکزی 36 ستون، در 6 ردیف داشته است.
ستونهای بارگاه آپادانَه (آپادانا): بلندی ستونهای آپادانَه نزدیک به 18 متر و قطر پای آنها دو متر است. قسمت بالای ستونها مرکب از سه جزء است: اول سرستون اصلی، دوم قسمت مارپیچ دوگانه، سیم تنهء دو گاوی که پشت به پشت داده اند. در بالای تمام ستون های تالار مرکزی، همین نوع مجسمهء گاو بوده ولی روی ستون های ایوان شرقی مجسمهء دو شیر و در بالای ستون های ایوان غربی، مجسمهء دو گاو بدون قسمت مارپیچ دوگانه و سرستون اصلی بوده است. در ماه شهریور 1312 ه . ش.، چهار لوح زرین و سیمین از گوشه های شمال شرقی و جنوب شرقی تالار مرکزی آپادانَه به دست آمده است که روی همهء آنها عبارتی به یک مضمون، به سه خط میخی پارسی و عیلامی و بابلی نقر گردیده و ترجمهء آنها بدین قرار است:
ترجمهء لوحها: داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورها، پسر وشتاسپ هخامنشی. داریوش شاه گوید: این است کشوری که من دارم، از سکستان آن طرف سغد، از آنجا تا کوشا (حبشه)، از هندوستان تا سارد (لیدی)، که اهورمزدا، بزرگترین خدایان، به من داده است. اهورمزدا مرا و خاندان مرا نگهداری کند.
پلکان نوپیدایش: در جانب شرقی ایوان شرقی کاخ آپادانه، باز دو پلکان دوطرفی نمودار و مشهور به پلکان نو میباشد که در آبان ماه 1311 ه . ش. کشف گردیده است. دور دیوار پلکان ردیف جلو، صورت 8 تن سرباز نیزه دار پارسی و مدی، نقش گردیده و پشت سر آن ها، در هر دو سوی، صورت شیری که گاوی را میدرد با یک ردیف درخت سرو دیده میشود. در سمت راست دیوار پیش پلکان ردیف دوم چندین تن از سران سپاه و بزرگان لشکر و سربازان ویژهء شاهی، و کماندار و نیزه دار نمایان است. در قسمت چپ دیوار پیش بست پلکان نوپیدایش، در 23 مجلس پیکر و تصویر نمایندگان ملتهای تابعهء خشیارشا نقش گردیده است. این نقوش صورت ملل باجگذاری هستند که در عید نوروز، باج و پیشکشهای خود را آورده میخواهند به پیشگاه اعلیحضرت خشیارشا، شاه توانای آن زمان که سرور 31 کشور باجگذار بوده تقدیم نمایند. پلکان نوپیدایش قرینهء آن که در سمت شمال بارگاه آپادانه واقع است، طبق کتیبه ای که در دیوار پیش بست آن نقر گردیده از بناهای خشیارشا میباشد. تا پیش از پیدایش لوحهای زرین و سیمین نامبرده در بالا، بارگاه آپادانه به کاخ خشیارشا مشهور بود، ولی سپس ثابت گردید که فقط پلکانهای دو سمت بارگاه بفرمان خشیارشا ساخته شده و خود کاخ از بناهای داریوش بزرگ بوده است. رجوع به کاخ آپادانا شود.
بارگاه صدستون: در مشرق کاخ آپادانه ساختمانی موجود است بنام کاخ صدستون که دومین کاخ بار، و عبارت است از یک تالار و یک ایوان در شمال آن. در این ساختمان هیچ کتیبه ای دیده نمیشود، ولی بنای آن از خشیارشا بوده است و طبق کتیبهء خط بابلی، اتمام و به پایان رسیدن آن توسط اردشیر اول هخامنشی پسر خشیارشا بوده است.
ساختمان تالار صدستون: این تالار بشکل چهارگوشه و دارای یک صد ستون تمام سنگی در ده ردیف بوده و اکنون پاستونهایش بجای خود باقی میباشد. در چهار دیوار تالار صدستون هشت در و 36 پنجره و طاقچهء سنگی دارد، و بین آنها دیوارهای آجری بوده که فعلاً خراب شده است.
درگاههای شمالی صدستون: در چهار جرز دو درگاه شمالی آن، چهار بار مجلس بار شاهی را نشان میدهد، در بخش بالا شاهنشاه روی کرسی شاهانه نشسته و در جلو او دو عودسوز گذارده شده، پس از آن یکی از بزرگان کشور ایستاده گزارش میدهد. زیر کرسی شاه پنجاه تن از نگهبانان پارسی و مدی هم ایستاده اند.
درگاههای شرقی: در درون دو جرز یکی از دو درگاه شرقی، شاه با گاو کوهی، و در درگاه دیگر با شیر بالداری که پنجهء عقاب و دم عقرب و یک شاخ نیز دارد، در جدال میباشد. این جانور را میتوان به خدای بدی یعنی اهریمن تعبیر نمود که شاه از طرف اهورمزدا با او میجنگد.
درگاههای جنوبی: در داخل هر یک از چهار جرز این دو درگاه باز چهار مجلس بار دیده میشود، یعنی شاه با عصای سلطنت روی کرسی نشسته است. در اینجا کرسی شاهانه روی تختی قرار دارد. در پائین کرسی شاه پیکر 14 تن از نمایندگان ملتهای تابع ایران در سه ردیف ایستاده اند. در بالای تخت پشت کرسی، یک تن از بزرگان کشور نمایان و چتری بالای سر شاه نگه داشته است. در بالای سر شاه نیز یک ردیف شیر و دو فروهر بزرگتری بوده و اکنون به زمین افتاده است.
درگاههای غربی: جرزهای دو درگاه غربی شاه را نشان میدهد که با دیو بالداری که دارای سر شیر و یک شاخ است میجنگد.
ایوان کاخ صدستون: این ایوان که تاریخ پیدایش جدید آن مهرماه 1315 ه . ش. بوده در امتداد شمالی کاخ نامبرده واقع و شکل راستگوشه را دارد. در سمت شرق و غرب این ایوان، دو بدنهء سنگی که مرکب از سنگهای سیاه صیقلی است موجود، و روی هر یک گاو بزرگی ایستاده و سر و تنهء آن شکسته و به زمین افتاده است. ایوان شمالی نامبرده دارای 16 ستون مانند ستون های خود تالار بوده است. قسمت بالای ستون ها مرکب بوده از سرستون و قسمت مارپیچ دوگانه و دو حیوان نشستهء پشت به پشت داده که دارای تنهء گاو و سر انسان با ریش دراز میباشند. نیمی از سرستون شبیه به ستونهای نامبرده که در کاخ سه دروازه به دست آمده برای نمایش آثار دوران هخامنشی به موزهء ایران باستان در تهران برده شده است.
مدخل دوم: در جلوی ایوان کاخ صدستون ساختمان سنگی مختصری نمایان است که دارای تنهء ستونهای بزرگی میباشد. یکی از سرستونهای آن که عبارت از دو گاو نشستهء پشت به پشت داده است موجود و بزرگی و طرز ساختمان آن باعث بسی حیرت و شگفتی انگیز میباشد. سرستون نامبرده در سال 1315 ه . ش. بهمت آقای دکتر «اریک اشمیت» به یکی از تالارهای بزرگ تخت جمشید حمل و برای حفاظت و نمایش در آنجا گذارده شده است. رجوع به کاخ صدستون شود.
کاخ سه دروازه: در جنوب شرقی کاخ بار عام داریوش (آپادانه) ساختمان تقریباً چهارگوشه ای پدیدار است. در شمال و جنوب آن دو ایوان و چند اطاق بنا شده است. ساختمان مرکزی کاخ سه دروازه مربع و دارای چهار ستون بوده و هر یک از ایوانها دو ستون داشته و کف این کاخ پست تر از کف آپادانه و تا زاویهء جنوب شرقی ساختمان هدیش امتداد دارد. هرچند در کاخ سه دروازه کتیبه ای دیده نشده ولی از طرز ساختمان آن معلوم میشود که از بناهای داریوش اول و در حدود 515 - 512 ق . م. ساخته شده است.
پلکان دوطرفی کاخ سه دروازه: در سمت شمال این کاخ دو پلکان در راست و چپ ساخته شده و شمارهء هر یک 30 دانه و در بالای دیوار پیش بست آنها نردهء سنگی با کنگره های خیلی زیبا وجود دارد. در بخشهای خارجی نرده های پلکانها سه نیزه دار پارسی و مدی و سپس شیری که گاوی را میدرد نمایان است. دیوار پیش بست ایوان شمالی این کاخ در هر دو طرف آراسته به چهار تن نیزه دار و کماندار میباشد. در دو سمت نیزه داران مجدداً شیری گاوی را میدرد و در بالای اینها نقوش سربازان دیده میشود.
ایوان شمالی سه دروازه: این ایوان بشکل راستگوشه و دارای دو ستون تمام سنگی است که پا و سرستون یکی از آنها هنوز باقیست. در جلوی این ایوان نرده ای با کنگره های سنگی موجود است و در هر طرف آن نقوش سربازان پارسی حجاری شده است.
تالار مرکزی کاخ سه دروازه: پشت ایوان شمالی، تالاری است چهارگوشه و سقف آن روی چهار ستون برقرار بوده است. این تالار در شمالی و شرقی و غربی داشته است. در دو جانب درونی جرزهای درگاه شرقی تالار، داریوش اول روی سریر نشسته و خشیارشا ولیعهدش در پشت سر او ایستاده است. سریر شاه روی تختی قرار دارد که 28 تن از نمایندگان ملتهای مختلف پائین تخت را روی دو دست نگه داشته اند. جرزهای دو درگاه شرقی و جنوبی تالار مرکزی نامبرده آراسته به نقش داریوش اول میباشد و دو تن از غلامان هم در دنبال او روانند. و در بخش بالای درگاه نیز نقش فروهر که در حالت پرواز دیده میشود حجاری شده است.
ایوان جنوبی کاخ سه دروازه: در جنوب تالار مرکزی، ایوانی است چهارگوشه و دارای دو ستون سنگی مانند ستون های کاخ صدستون کمی کوچکتر بوده و اکنون پاستونهای آن ها بر جای خود باقی است. در سمت جنوب ایوان، پلکان کوچک و ظریفی از سنگ سیاه وجود دارد که ظرافت حجاری آن، توجه عموم جهانگردان را به خود جلب نموده است. در طرف خارج نرده های کنار پلکان، سربازان نیزه دار پارسی منقوش گردیده و در طرفین درونی این نرده ها، مستخدمین و غیره از پلکان بالا میروند. پلکان نامبرده برای نمایش صنایع دورهء هخامنشی به تهران برده شده است. رجوع به کاخ سه دروازه شود.
عمارت آئینه یا کاخ تچرا: پس از گذشتن از سمت جنوب کاخ آپادانه، از جانب جنوبی آن و جنوب غربی کاخ سه دروازه، ساختمان سنگی تقریباً سیاه رنگی نمودار است و اکنون مشهور به تالار آئینه میباشد و کف آن به اندازهء سه متر از کف بارگاه داریوش بلندتر است. نام حقیقی کاخ آئینه بموجب کتیبه ای که در جرزهای درگاه جنوبی تالار مرکزی آن نقر گردیده تچرا یعنی قصر زمستانی بوده است، بعلت آنکه در سه سوی در و پنجره دارد و از بامداد تا شام آفتاب از سه طرف در آن میتابد. ساختمان تچرا طبق دو کتیبهء موجود در آن از بناهای داریوش بزرگ میباشد.
پلکان غربی کاخ تچرا: در سمت غرب این کاخ، پلکانی است دوطرفی که در دو طرف داخل و خارج نرده های کنار آن، باز نمایندگان ملتهای باجگذار، تحف و پیشکش های خود را آورده، با راهنمائی دربانان پارسی و مدی از پلکان بالا میروند. بنای این پلکان طبق کتیبه ای که در وسط دیوار پیش بست پلکان دیده میشود از اردشیر سوم هخامنشی میباشد.
تالار شمالی کاخ تچرا: این تالار بشکل چهارگوشه و دارای چهار ستون بوده است. در جلو یکی از درگاههای آن سنگی بشکل مکعب راستگوشه برپاست و روی آن غلامی نقش گردیده که در یک دست هوله و در دست دیگر عطردان دارد.
تالار مرکزی تچرا: تالار مرکزی همانند تالارهای دیگر چهارگوشه و دوازده ستون در سه ردیف داشته و در چهار دیوار 6 در و 8 طاقچه و 4 پنجرهء سنگی دارد و دور گیلوئی هر پنجره و طاقچه کتیبه ای به سه خط میخی پارسی و عیلامی و بابلی نوشته شده و ترجمهء آنها از این قرار است: این گیلوئی سنگی پنجره در خانهء شاهی داریوش ساخته شده است.
ایوان جنوبی: در امتداد جنوبی تالار مرکزی ایوانی است بشکل راستگوشه و شمارهء ستونهای آن 8 و در دو ردیف کار گذارده شده بوده است. ایوان نامبرده تا دو طاقچهء شرقی و غربی آن بنابر کتیبه ای که دور آنهاست از بناهای داریوش اول میباشد، سپس خشیارشا دو پایهء سنگی که یکی از آنها شکسته و به زمین افتاده، بر دو گوشهء جنوب شرقی و جنوب غربی ایوان افزوده است. رجوع به کاخ تچر شود.
تپهء مرکزی: در طرف غرب ساختمان سه دروازه و مشرق کاخ تچرا تپهء بلند و مرتفعی پدیدار است که سطح آن از تمام نقاط روی تخت بلندتر است. سطح این تپه تقریباً چهارگوش و به ویرانه های برجهای بابل مانند است. احتمال قوی میرود که تپهء نامبرده خرابهء بنای مخصوص عبادت و پرستش ساکنین صفهء تخت باشد. در جنوب تپهء مرکزی فضای مسطحی است که از مشرق و مغرب منتهی میشود. جرز و پلکان دوطرفی دارای حجاریهای زیبا و این دو پلکان طبق کتیبه ای که در دیوار آن است از بناهای خشیارشا میباشد.
کاخ کوچک خشیارشا یا هدیش: هدیش یا عمارت نشیمن واقع است در جنوب شرقی تچرا و جنوب تپهء مرکزی. ساختمان هدیش مرکب است از یک ایوان شمالی و تالار مرکزی و دو تالار شرقی و غربی. هر یک از ای�� دو تالار 4 ستون داشته و پاستونهای آن هنوز سر جای خود باقیست و اطاقهائی نیز در راست و چپ این دو تالار ساخته شده و شمارهء هر یک سه میباشد. کاخ کوچک خشیارشا و تمام منضمات آن برحسب کتیبه هائی که روی پایه های مکعب شکل ایوان و در جرزهای درگاههای شمالی و شرقی و غربی نقر گردیده از بناهای خشیارشا پسر داریوش اول است و نامش در کتیبه های نامبرده «هدیش» یعنی جای نشیمن گفته شده است و گمان میرود در حدود 475 ق . م. بنا شده باشد.
ایوان شمالی هدیش: در تمام امتداد شمالی کاخ کوچک خشیارشا ایوانی ساخته شده است بشکل راستگوشه که دارای 12 ستون در دو ردیف بوده است. در دو گوشهء شمال شرقی و جنوب غربی این ایوان، دو پایهء سنگی برپا است و در روی هر یک کتیبه ای به سه زبان پارسی و عیلامی و بابلی بفرمان خشیارشا نوشته شده است.
تالار مرکزی کاخ کوچک خشیارشا: از جای ستونهائی که در تخته سنگهای کف تالار نمایان است معلوم میشود این تالار 36 ستون در شش ردیف داشته و تماماً در هنگام آتش سوزی (حریق) از طرف اسکندر مقدونی تبدیل به آهک شده و بتدریج ریخته است. در چهار دیوار این تالار 5 در و قریب 20 طاقچه و پنجره بوده است. در داخل پنجره ها صورت کارکنانی که هر یک به کاری مشغولند حجاری شده است. از بودن این نقوش میتوان پی برد که این عمارت حرمسرای خشیارشا بوده است. دو در تالار مرکزی به ایوان شمالی باز میشود و در جرزهای آنها خشیارشا با دو غلام که چتری بالای سر شاه نگه داشته اند از تالار بیرون می آیند. دو در تالار به اطاقهای شرقی و غربی و یک در آن هم به مهتابی جنوبی باز میشود و جرزهای این دو در باز مزین به نقوش شاه و دو غلام است، اما در این جا هر سه داخل تالار میشوند. رجوع به کاخ هدش شود.
بنای اردشیر سوم: بنائی در مغرب ساختمان هدیش و جنوب حیاط جنوبی کاخ آئینه دیده میشود که فقط دارای چند تنهء ستون سنگی و یک دیوار شمالی تقریباً ببلندی 2 متر میباشد و دو پلکان کوچک هم در دو انتهای دیوار وجود دارد. دیوار شمالی نامبرده، مزین و آراسته است به نقوش سربازان و پاسبانان پارس و سرلوحه به یک خط و زبان که مضمون هر سهء آنها یکی است و از مفاد آنها چنین معلوم میشود که این بنا و دو پلکان کوچک، از بناهای اردشیر سوم میباشد.
عمارت جنوب شرقی یا حرمسرای خشیارشا: برابر گوشهء جنوب غربی بارگاه صدستون، و جنوب شرقی کاخ سه دروازه، ساختمانی در پست ترین سطح صفه نمایان است که مشهور به کاخ جنوب شرقی میباشد، در سال 1311 ه . ش.، از طرف آقای پرفسور «ارنست هرتسفلد» نمایندهء دانشگاه شرقی شیکاگو، از روی نقشهء پیشین در روی پیهای اولیه بنا شده است. ساختمان نامبرده که نیز معروف به حرمسرای خشیارشا میباشد، از بناهای داریوش بزرگ بوده است و بعداً خشیارشا آن را از ط��ف شمال و مغرب وسعت داده و سرسرای بین اطاقهای طرفین را وسیع تر کرده است، چنانچه این تغییرات از دو جور بودن کف سرسرا و ایوان و طاقهای مسکونی بانوان و خانوادهء سلطنت معلوم میگردد.
ایوان شمالی کاخ جنوب شرقی: در بخش شمالی حرمسرای یادشده ایوانی است بشکل راستگوشه و دارای 8 پاستون از سنگ سیاه رنگ شفاف میباشد و روی آنها از قرار معلوم ستونهای چوبی نصب بوده است.
تالار بزرگ حرمسرا: پشت ایوان شمالی تالار بزرگی واقع است و شکل راستگوشه را دارد. این تالار دارای 12 پاستون از سنگ سیاه و صیقلی میباشد و در سال 1312 ه . ش. نیز، هنگام تعمیر آن تنه و سرستون های آنرا بدستور آقای پرفسور هرتسفلد مانند ستون های زمان خشیارشا از چوب ساخته اند. در جرزهای درگاههای شمالی و جنوبی تالار بزرگ، صورت شاه با دو غلام حجاری شده است و چنین مینماید که شاه و غلامان از درگاه جنوبی وارد، و در درگاه شمالی از تالار خارج شده از اندرون بطرف کاخ بار میروند. در درگاههای شرقی و غربی، خشیارشا بسمت نمایندگی از طرف اهورمزدا با دو اهریمن که، در یک درگاه، هیکل شیر بالدار با اعضای مختلف و در درگاه دیگر، بشکل شیر است در جدال میباشد. در جنوب تالار مذکور، حیاط خیلی کوچکی دیده میشود و این حیاط باقی عمارت حرمسرا را از تالار بزرگ و ایوان شمالی جدا میکند. در کاخ جنوب شرقی هیچگونه کتیبه ای دیده نمیشود، ولی در سال 1311 ه . ش.، هنگام برداشتن خاکهای درون آن، لوح سنگی از زیر خاک آوار به دست آمده که خشیارشا خود را معرفی کرده و خلاصه ای از کرده های خود را نوشته است.
نویافته ها: از سال 1314 ه . ش. در جنوب شرقی صفهء تخت، از طرف آقای دکتر هاریک اشمیت، کاوش و خاکبرداری شده و در نتیجهء آن ساختمان های زیادی با دیوارهای خشتی و پاستونهای سنگی و حجاریهای ظریف و ممتاز کشف گردیده، و بنام ساختمان های خزانه مشهور گشته است، از آن جمله حیاطی است که در اطراف آن، تالارهای بسیار و راهروهائی دیده میشود.
حیاط نوپیدایش: این حیاط در میان ساختمانها واقع و در چهار طرف آن 4 ایوان ساخته شده است. در دو ایوان شرقی و جنوبی حیاط نامبرده، دو مجلس حجاری برجستهء باشکوهی بدرازای 29/6 متر و به بلندی 70/2 متر به دیوارهای آنها نصب است. در هر یک از حجاریها در میان، داریوش بزرگ هخامنشی، روی تخت نشسته، و در پشت سر او پسرش خشیارشا ایستاده است و در عقب او رئیس کیش و آئین آن زمان و اسلحه دارباشی داریوش، و بعد دو تن از نگهبانان پارس ایستاده اند. در جلوی تخت شاه یک تن از بزرگان کشور، مشغول عرض گزارش و در پایان این مجلس باز دو تن از نگهبانان با تجهیزات دیده میشوند.
تالار صدستون نویافته: یکی از تالارهایی که در نزدیکی حیاط نویافتهء نامبرده کشف شده و بزرگی آن شگفت انگیز میباشد، تالاری است راستگوشه که دارای 100 ستون در دو ردیف پنج در بیست بوده و پاستونهایش مرکب از دو سنگ چهارگوشه و گرد است و فعلاً وجود دارند. از توی این تالار، دو وزنه از سنگ مرمر سیاه به دست آمده و روی هر یک از آنها کتیبه ای به سه خط میخی پارسی، عیلامی و بابلی کنده شده و ترجمهء آن بدین قرار است: داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورها، شاه این زمین، پسر گشتاسب هخامنشی.
گمان میرود این دو وزنهء سنگی از وزنه های واحد مقیاس بوده و در خزانهء دولتی هخامنشی بایگانی میشده است، مانند متری که امروز در کشور فرانسه در «آرشیو ناسیونال» ضبط است.
تالار 99 ستون: در جنوب کاخ صدستون و تالار صدستون نوپیدایش، تالار دیگری پیدا شده که دارای 99 ستون در دو ردیف 11 در 9 بوده و پاستونهای آنها که از دو سنگ روی هم تشکیل یافته است، هنوز بر جای خود باقی میباشد.
آب انبار سنگی: در مشرق صفهء تخت قدری بالاتر از ابنیهء نویافته، در پای کوه کنده شده است. چون در بالای تخت، آب به اندازهء کافی نبوده، ناگزیر این آب انبار را در آنجا درست کرده و آنر از آبهای حاصلهء از برف و باران جریان یافتهء از همان کوه، پر مینموده اند و در بیشتر مدت سال آب آن را به مصرف میرسانیده اند. راه آبی نیز در بالای کوه در سنگ کنده شده است که آب مختصری از درهء پلواررود، نزدیک استخر آمده، بوسیلهء همین مجرا بر روی صفهء تخت میرسیده است.
دخمه ها (مقبره ها): در بالای کوهی که تخت جمشید در دامنهء آن واقع است مقبره هائی برای آخرین شاهان هخامنشی، در سینهء کوه ساخته شده است که معروف به دخمه میباشند. یکی از دخمه ها در شمال و دیگری در جنوب کوه و یکی هم در جنوب تخت جمشید در پیش آمدگی همان کوه است که ناتمام میباشد. نمای دخمه ها از دو بخش روی یکدیگر تشکیل یافته است: پائین نما شکل ایوانی را مینماید که سقف آن روی چهار ستون قرار گرفته است، بالای سقف ایوان تختی دیده میشود که 28 تن از نمایندگان ملتهای باجگذار، در دو ردیف افقی آن را روی دو دست نگه داشته اند و روی تخت سریر سه پله ای و یک آتشدان موجود است و شاه روی سریر ایستاده و دست راست خود را بسمت آتشدان دراز کرده مشغول عبادت میباشد. دخمهء شمالی متعلق به اردشیر دوم هخامنشی، و دخمهء جنوب شرقی به اردشیر سوم، و دخمهء جنوبی کوه که ناتمام مانده، متعلق به داریوش سیم آخرین پادشاه هخامنشی است که پیش از اتمام آن مغلوب اسکندر گردید.
برج و بارو: طرف شرق صفهء تخت جمشید، که چسبیده به کوه است، دو دیوار داشته، یکی در پای کوه و قدری پائین تر از آب انبار، و دیگری دیواری بوده که دور کوه می گشته است. میان این دو دیوار فضای خیلی بزرگ سراشیبی دیده میشود، بهمین جهت بنائی غیر از چند برج و پاسدارخانه در آنجا ساخته نشده است.
مدت آبادی تخت جمشید: برای تمام مدت آبادی تخت جمشید نمیتوان مدت معینی را قائل شد، بعلت آنکه چهار تن از شاهان هخامنشی، مانند داریوش بزرگ و خشیارشا و اردشیر اول و اردشیر سوم، هر کدام یک یا چند ساختمانی را بنا نهاده اند. همین قدر میتوان گفت که در مدت 189 سال یعنی از آغاز بنای آن که توسط داریوش بزرگ در 520 ق . م. بوده، تا سوزاندنش در سال 331 ق . م. که به دست اسکندر مقدونی انجام گرفته، آباد بوده است.
شهری در جلو تخت جمشید بوده و نام آن پارس و به یونانی پرس پلیس یعنی ایرانشهر بوده است. در برزن شمالی شهر، یعنی در درهء شمالی پائین تخت، درگاه سنگی دیده میشود که در جرزهای آن، صورت دو چاکر حجاری شده است. در سمت غرب برزن شمالی شهر، در جلگهء زیر راه شوسه، یک آستانهء در و دو جرز سنگی درگاه و چند ساختمان و پاستون پدیدار است. در جرز این درگاه صورت یک مرد و یک زن در حال عبادت نقش گردیده است. در جنوب و جنوب غربی پائین تخت ساختمان های زیاد و پاستونهای بزرگ، مانند پاستونهای روی تخت، به انضمام آستانه های سنگی کشف گردیده است. احتمال دارد ساختمان های نامبرده متعلق به درباریان و بزرگان پارس بوده باشد. (نقل از خلاصهء کتاب راهنمای تخت جمشید تألیف حسین بصیری صص 80 - 97).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر