تخته پوست

«لغت نامه دهخدا»

[تَ تَ / تِ] (اِ مرکب)همان پوست تخته. (آنندراج). پاره پوستی که درویشان و جز آنان با خود دارند زیرانداز را. تخته ای از پوست گوسفند که بر آن نشینند و خوابند :
با کلاه نمد به تخته پوست
شهریاریم و تاج و تخت این است.
نصیرای بدخشانی (از آنندراج).
-تخته پوست انداختن؛ کنایه از مقیم شدن به جایی است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر