تختیم

«لغت نامه دهخدا»

[تَ] (ع مص) نیک مُهر کردن، شدد للمبالغه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ختم. ختام. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). رجوع به ختم و ختام شود. || انگشتری در انگشت کردن. (از متن اللغه) (از المنجد). || تختیم کتاب؛ به پایان رسانیدن آن. (از متن اللغه).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر