«لغت نامه دهخدا»
[تَ] (ع اِ) جِ تخریج : و چون آن نوع کلمات را به مواعظ و نکت متصوفه آمیخته بود و از تخریجات خویش بحث در این اقاویل ریخته. (جهانگشای جوینی). رجوع به تخریج شود.