«لغت نامه دهخدا»
[تَ خَلْ لُ کَ دَ] (مص مرکب) خلاف کردن. بازپس ایستادن از وعده و عهد و امری : بر چهرهء ما خاک در دوست گواه است کز طاعت میخانه نکردیم تخلف. علی خراسانی (از آنندراج). رجوع به تخلف شود.