«لغت نامه دهخدا»
[تَ یَ] (ع مص) کاری گری. (منتهی الارب). صنعت. (تاج العروس). تدبیه چیزی؛ ساختن آنرا. (از اقرب الموارد). صنعت و کارگری. || تجارت کردن. کسب و تجارت. (از ناظم الاطباء).