تربج

«لغت نامه دهخدا»

[تَ رَبْ بُ] (ع مص) مهربان شدن بر بچهء خود: تَرَبَّجَتْ علی ولدها. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). مهربان شدن ناقه بر بچهء خود. (اقرب الموارد).(1) || تبلد. (اقرب الموارد) (المنجد). || کند شدن. (تاج المصادر بیهقی). || تحیر. (اقرب الموارد) (المنجد).
(1) - صاحب آنندراج این کلمه را به تصحیف خوانده و چنین آورده: تربح به حای حطی...؛ مهربان شدن زن بر بچهء خود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر