ترجمانی کردن

«لغت نامه دهخدا»

[تَ جُ کَ دَ] (مص مرکب) سخن را از لغتی به لغت دیگر گرداندن. بیان کردن سخن کسی را بزبانی دیگر : امیر دانشمندی را برسولی آنجا فرستاد با دو مرد غوری... تا ترجمانی کنند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص111).
ماجرای دل نمی گفتم بکس
آب چشمم ترجمانی میکند.سعدی.
و رجوع به ترجمان شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر