ترخانی

«لغت نامه دهخدا»

[تَ] (ص نسبی) منسوب بحکام ترخان :
ندانی ای بعقل اندر خر کبجه بنادانی
که با نر شیر برناید سترون(1) گاو ترخانی.
غضایری رازی (از لغت فرس ص510).
بنابر آن امیر شیرحاجی و امیر نظام الدین احمد فیروزشاه... و امراء ترخانی طریق مشورت مسلوک داشته. (حبیب السیر چ خیام ص64). عرض نمود که امیر مشارالیه می گوید که با وجود قتل امراء ترخانی مادام که گوهرشادآغا در سلک احیا انتظام داشته باشد من به ملازمت نمی توانم رسید. (حبیب السیر ایضاً ص68). و رجوع به همان کتاب ص74 و 223 و 224 شود... بسیاری از سکنهء قزوین و همچنین عدهء کثیری از ایلات... ساروقی، ترخانی (اعقاب حکام ترخانی) و میران را به ری و شهریار کوچ دادند. (سفرنامهء مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی ص152 و ترجمهء وحید ص202).
(1) - سُروزَن. (تصحیح مؤلف لغت نامه).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر