تردماغ شدن

«لغت نامه دهخدا»

[تَ دَ شُ دَ] (مص مرکب)سرخوش و پرنشاط شدن. خرم و خوشدل گشتن :
ز فواره نی در کف آورده باغ
که از نغمهء او شود تردماغ.
ملاطغرا (از آنندراج و بهار عجم).
رجوع به تردماغ شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر