«لغت نامه دهخدا»
[تَ رَیْ یُ] (ع مص) تریب بکسی، دیدن از وی چیزی که به شک اندازد وی را. (از اقرب الموارد) (از المنجد). || تریب از کسی یا چیزی، ترسیدن از آن. (از اقرب الموارد) (از المنجد).