تزحر

«لغت نامه دهخدا»

[تَ زَحْ حُ] (ع مص) پیچاک کردن شکم و دم برآوردن و به بیماری زحیر مبتلا شدن. || روان شدن شکم. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || زادن زن بچه را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر