لغت نامه دهخدا

کلمه
اسشره
اسشره
اسشفر
اسشل
اس شلاندر
اسشن باخ
اسشیل تیگهیم
اسط
اسطابوس
اسطاث
اسطاث
اسطاث
اسطاثاسیا
اسطادینوس
اسطادیون
اسطاذیا
اسطار
اسطار
اسطار
اسطاروس اطیقوس
اسطاره
اسطاس
اسطاسیوس
اسطاغاریا
اسطاغیرا
اسطاغیرائی
اسطافالس
اسطافولینس
اسطافولینس آغریوس
اسطافیس اغریا
<صفحه 1058>