لغت نامه دهخدا

کلمه
افزارمند
افزاز
افزاز
افزاع
افزاع
افزای
افزایا
افزایان
افزایدن
افزایستن
افزایش
افزایش پذیر
افزایش جو
افزایش دادن
افزایش طلب
افزایش کردن
افزایش نمودن
افزایندگی
افزایندن
افزاینده
افزاییدن
افزر
افزر
افزری
افزری
افزع
افزند
افزود
افزودگی
افزودن
<صفحه 1326>