«فرهنگ معین»
"(حَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- هر یک از واحدهای الفبا. ج. حروف، احراف. ۲- سخن، گفتار. ۳- در دستور زبان کلمهای که معنی مستقل ندارد و تنها برای پیوند دادن کلمهها یا جملهها یا نسبت دادن کلمهای به کلمه دیگر به کار میرود مانند: با، از، تا، که، را... ؛ ~ ِ خود را به کرسی نشاندن کنایه از: سخن خود را به دیگران قبولاندن. ؛~ توی دهان کسی گذاشتن کنایه از: سخنی را به کسی تلقین کردن."