«فرهنگ معین»
"(خِ قِ) [ ع. خرقه ] (اِ.) ۱- جامهای که از تکه پارچههای گوناگون دوخته شود. ۲- جبه مخصوص درویشان. ۳- (کن.) جسد، تن. ۴- خال. ج. خَرَق. ؛ ~تهی کردن کنایه از: مردن. ؛ ~درانداختن از خود بیرون شدن، مجرد شدن."