دیده

«فرهنگ معین»

"(دِ)
۱- (اِ.) چشم، عین. ج. دیدگان.
۲- (ص مف.) رؤیت شده، منظور.
۳- نگاه، نظر.
۴- مردمک چشم.  ؛ ~سپید کردن  کنایه از: کور شدن از شدت چشم به راهی. (?(دیده بان  (~.) (ص مر.) = دیدبان:
۱-  مأموری که بالای دیدگاه ایستد و هرچه از دور بیند به مافوق خود خبر دهد.
۲-  نگاهبان، قراول."
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر