«فرهنگ معین»
"(~.) [ ع. ] (مص م.) ۱- بند کردن و بازداشتن کسی را. ۲- اصلاح کردن میان قومی را. ۳- افساد کردن (از اضداد است) ۴- چاه کندن. ۵- در زیر خاک پنهان کردن چیزی را. ۶- در گور کردن مرده را. ۷- دانستن امور قوم و خبر آنها."