«فرهنگ معین»
"(اِ کِ لَ) (اِمر.) ۱- شکنجه. ۲- نوعی شکنجه و آن چوبی بوده که لای انگشتان متهمان میگذاشتند و فشار میدادند تا به جرم خود اقرار کنند. ۳- چوبی است به مقدار چهار انگشت که وسط آن باریک تر از دو سر وی است، و وسط آن طناب بندند، و آن برای اتصال دو قطعه خیمه به کار رود. ۴- در اصطلاح کشاورزی به قلمههای کوتاه گویند که برای ایجاد قلمستان غرس میشود."