«فرهنگ معین»
(~.) سیلی، تپانچه، کاج. ؛ تو ~ رفتن شرمسار شدن، خجل شدن. ؛ ~تر کردن الف - سخن گفتن. ب - چیزی نوشیدن. ؛ ~گزیدن تأسف خوردن.