«فرهنگ معین»
"(یِ نِ) [ په. ] (اِ.) = آینه. آئینه: ۱- تکه شیشهای که با جیوه پشت آن را پوشش میدهند تا بتوان صورت هر چیزی را به واسطه نور در آن منعکس کرد. ۲- مجازاً هر چیز صاف و براق. ۳- (کن.) دل عارف. ؛~ی عیب شکستن (کن.) ترک عیب جویی کردن. ؛~ در شهر کوران (کن.) کار بیهوده به ویژه عرضه هنر و مهارت در نزد افراد بی اطلاع."