«فرهنگ معین»
"(کَ دَ) (مص م.)۱ - باد زدن. ۲- فخر فروختن، فیس کردن. ۳- به فروش نرفتن کالا و ماندن روی دست صاحبش. ۴- کسی را به کاری صعب برانگیختن، تیر کردن. ۵- محو ک ردن. ۶- دمیدن در سازهای بادی و به صدا درآوردن آنها."