«فرهنگ معین»
"[ په. ] (اِ.) ۱- آن چه که بر دوش انسان یا پشت چهارپا حمل شود. ۲- جرمی که در اثر اختلال دستگاه گوارش بر روی زبان پیدا شود. ۳- میوه درخت، بر. ۴- مترادف کار. ۵- سنگینی. ۶- گناه. ۷- بچهای که در شکم مادر است. ۸- ثروت، تمول. ۹- مشقت، رنج. ۱۰ - مسئولیت، تکلیف. ؛ ~ خود را بستن کنایه از: سود کلان به دست آوردن (غالباً از راههای نامشروع). ؛~ خود را به منزل رساندن کنایه از: موفق شدن در کار خود."