«فرهنگ معین»
"(رِ) [ په. ] ( اِ.) ۱- رشوه. ۲- ارمغان. ۳- نوعی حلوا. ۴- پیشکش، هدیه. ۵- بهر، بخش. ۶- قطعه، تکه. ۷- پینه، وصله. ۸- دارای پارگی، شکافته. ۹- نادوشیزه. ۱۰ - گرز آهنین. ۱۱ - پول، مسکوک. ۱۲ - کود. ۱۳ - باج، خراج. ؛ ~ی دل عزیزترین کس نزد آدمی چون فرزند، پاره جگر. ؛ ~سنگ، قطعهای از سنگ. ؛~ی زرد پارچه زردی که یهودان برای امتیاز از مسلمانان در کتف میدوختند، عسلی، غیاره."