«فرهنگ معین»
"(دَ) [ په. ] ۱- (مص م.) صاف کردن، پاک کردن. ۲- تهی کردن. ۳- (مص ل.) پاکیزه شدن. ۴- (مص م.) تباه کردن، ضایع کردن. ۵- (مص ل.) تباه شدن، ضایع شدن. ۶- (مص م.) گداختن، ذوب کردن، به قالب ریختن سیم و زر و مانند آن. ۷- (مص ل.) تمام شدن، کاستن. ۸- (مص م.) تشکیک کردن، انتقاد کردن. ۹- نجات دادن، خلاص دادن. ۱۰ - (مص ل.) خلاص شدن، نجات یافتن. ۱۱ - بزرگ شدن. ۱۲ - (مص م.) بزرگ گردانیدن ۱۳ - تر کردن، نمناک کردن، آغشتن."