«فرهنگ معین»
"(پَ جِ) (اِ.) ۱- مخفف پنجاه. ۲- پنج انگشت با کف دست و پا باشد از انسان و حیوانات دیگر، پنج انگشت دست از مچ تا سر انگشتان. ۳- چنگال، جنگ، برثن، مخلب. ۴- پنج انگشت بدون کف دست. ۵- دست. ۶- صورت دستی که از طلا و نقره سازند و به مشاهد مقدس برای نیاز فرستند. ۷- گلولههای سنگ که دیدبانان برای جنگ نگاهدارند. ۸- سنگ منجنیق. ۹- سنگی که از کشتی به کشتی غنیم اندازند. ۱۰ - پنجه دزدیده. ۱۱ - ماهی. ۱۲ - دام و قلاب و شست ماهی. ۱۳ - قسمت زبرین دسته تار که گوشی بدان پیوندند. ۱۴ - واحدی برای شمارش هر مرحله ساز زدن است. ۱۵ - رقصی که جمعی دست یکدیگر را گیرند و با هم رقصند."