تاب

«فرهنگ معین»

"۱ - (اِ.) پیچ و خمی که در ریسمان و زلف و امثال آن باشد.
۲- خلل، فساد.
۳-  خشم، قهر.
۴- غم، رنج.
۵- کجی (در چشم)، اعوجاج.
۶- (ص فا.) در بعضی ترکیبات به معنی «تابنده» آید: ریسمان تاب."
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر