«فرهنگ معین»
"۱ - (اِ.) پیچ و خمی که در ریسمان و زلف و امثال آن باشد. ۲- خلل، فساد. ۳- خشم، قهر. ۴- غم، رنج. ۵- کجی (در چشم)، اعوجاج. ۶- (ص فا.) در بعضی ترکیبات به معنی «تابنده» آید: ریسمان تاب."