فرهنگ معین

کلمه
بر
بر
بر
بر
بر اثر
بر انگشت پیچیدن
بر باد تند نشستن
بر باد دادن
بر باد رفتن
بر باد رفته
بر باد ساختن
بر باد سرد نشاندن
بر خود بستن
بر در نشسته
بر دست
بر زدن
بر سر آمدن
بر سر آوردن
بر سری
بر کسی زدن
بر کسی گرفتن
بر گردن گرفتن
برء
برء
برابر
برابری
برابری کردن
برات
برات شدن
برادر
<صفحه 171>