فرهنگ معین

کلمه
پخت
پخت
پخت کردن
پخت و پز
پختکاب
پختگی
پختن
پخته
پخته
پخته
پخته جوش
پخته خواری
پخته کردن
پخچ
پخچیدن
پخس
پخس
پخسانیدن
پخسیدن
پخسیده
پخش
پخش و پلا
پخشیده
پخل
پخلوچه
پخمگی
پخمه
پخن
پخنو
پد
<صفحه 228>