فرهنگ معین

کلمه
پشتدار
پشتک
پشتک وارو
پشته
پشتو
پشتوار
پشتواره
پشتوان
پشتوانه
پشتی
پشتی کردن
پشتیبان
پشتیبانی
پشک
پشک
پشک
پشک انداختن
پشکل
پشکلیدن
پشکم
پشل
پشلنک
پشلنگ
پشم
پشم ریختن
پشم علی شاه
پشم کشیدن
پشماق
پشماگند
پشمالو
<صفحه 246>