فرهنگ معین

کلمه
جرب
جرب
جرباء
جربز
جربزه
جرت و قوز
جرثقیل
جرثوم
جرثومه
جرح
جرح
جرد
جرد
جرد
جرد
جرد
جرد
جرده
جرده
جرذ
جرز
جرز
جرز
جرس
جرس
جرس زدن یا جنباندن
جرشفت
جرعه
جرعه ریز
جرعه کش
<صفحه 365>