فرهنگ معین

کلمه
چرب زبانی
چربدست
چربدستی
چربش
چربک
چربک
چربه
چربو
چربی
چربیدن
چرت
چرتکه
چرچری
چرخ
چرخ
چرخ انداز
چرخ ریسک
چرخ زدن
چرخ فلک
چرخ فلک
چرخ کردن
چرخاب
چرخاندن
چرخانیدن
چرخشت
چرخه
چرخی
چرخیدن
چرد
چرد
<صفحه 389>