فرهنگ معین

کلمه
گستراندن
گسترانیدن
گستردن
گستردنی
گسترده
گسترده شدن
گسترش
گستریدن
گستن
گسته
گستی
گسستگی
گسستن
گسسته
گسل
گسل
گسل کردن
گسلاندن
گسلانیدن
گسلیدن
گسی بنده
گسی داشتن
گسیختگی
گسیختن
گسیخته
گسیل
گسیل کردن
گش
گش
گش
<صفحه 894>