«لغت نامه دهخدا»
[اَ] (اِخ) بوصیر. نام قریه ای قرب قاهره و شاعر مشهور محمد بوصیری صاحب قصیدهء برده از آنجاست. || نام موضعی در چهل هزارگزی اسکندریه بسوی مغرب. و آن اولین نقطه ای است که مسافرین بحری از خاک مصر بنظر آرند. || قصبه ای در هشتادوهشت هزارگزی شمال قاهره، به ساحل یکی از شاخهای نیل، نزدیک هرم بزرگ(1) و دمشقی در نخبه الدهر گوید: بر بای [ یعنی مسّلهء ] بوصیر دیسقورایدس در آن اشکالی است که دلالت بر علم و صنعت کند و آن از شگفتیهاست. و عبداللطیف در الافاده فی اخبار نام آنرا بوصیر کوریدس آورده است و ظاهراً این مسلّه از انقاض معبد ایزیس باشد. (1) - Abousir.