«لغت نامه دهخدا»
[اَ نَ] (اِخ) مرغزی. بیت ذیل از این شاعر در لغت نامهء اسدی برای کلمهء فرهست شاهد آمده است: نیست را هست کند تنبل اوی هست را نیست کند فرهستش.