«لغت نامه دهخدا»
[اَ] (اِ مرکب) پاره ای لغت نامه های فارسی این کلمه را معنی بیداد داده و به بیت ذیل سوزنی تمسک کرده اند، و شاهد دیگری دیده نشده است : ستمکاره یار است و من مانده عاجز که تا با ابیداد او چون کنم چون. سوزنی. لیکن در تذکرهء تقی الدین و نیز دو نسخهء سوزنی کهن که در کتابخانهء من هست بیت بصورت ذیل آمده است : ستمکار یار است و من مانده عاجز که تا بار بیداد او چون کشم چون.(1) (1) - و در نسخه ای: که با بار بیداد او چون کنم...