«لغت نامه دهخدا»
[اَ کُ بِ اَ رِلْ لاه] (اِخ)ابوالعباس. مؤلف حبیب السیر آرد: چون مستنصر (خلیفهء مصر) با فوجی از خواص کشته شده از جمله مردمی که خود را از آن غرقاب بساحل نجات رسانیدند یکی ابوالعباس اتاکم بأمرالله بود که در سلک احفاد المسترشد بالله انتظام داشت و چون او به مصر رسید بموجب صوابدید بندقدار قائم مقام المستنصر بالله گشت و [ پس ] از آنکه چهل سال و چهل ماه (ظ: چهار ماه) اسم خلافت بر وی اطلاق کردند درگذشت. رجوع به حبط 2 ص85 شود.