«لغت نامه دهخدا»
[اِتْ تِ] (ع مص) اتکال کردن. اعتماد کردن بر. پشت دادن بر. تکیه زدن به. (زوزنی). متکی شدن بر. تکیه کردن بر. (تاج المصادر). - اتکا کردن؛ تکیه کردن. - اتکاء کسی؛ متکا ساختن کسی را. || تکیه گاه گردانیدن برای کسی. || بر پهلوی چپ افکندن.