«لغت نامه دهخدا»
[اُ کَ / کِ] (حامص مرکب) عمل اتوکش. -خمرهء اتوکشی؛ نیم خمی که درون آن آتش می نهادند و جامه را برای هموار کردن یا چین دادن بدان می کشیدند. -مثل خمرهء اتوکشی؛ سری بزرگ و بدشکل.