«لغت نامه دهخدا»
[اَ رَ] (اِخ) علی بن المغیره الاثرم مکنی به ابوالحسن، صاحب اصمعی و ابوعبیده. او از جماعتی از علماء و هم از فصحای اعراب روایت دارد و نیز کتب ابوعبیده و اصمعی را روایت کرده است. (از ابن الندیم). و صاحب معجم الادباء آرد: وی را کتب مصححه ای بوده است که آن کتب را بر علماء خوانده و متضمنات آنها را ضبط کرده است. او درک صحبت ابوعبیده و اصمعی کرد و از آن دو لغت و ادب فرا گرفت. وفات او به سال 232 ه .ق .، سال وفات واثق بود. او راست از کتب: کتاب النوادر. کتاب غریب الحدیث.(1) و ابومسحل عبدالوهاب گوید که اسماعیل بن صبیح کاتب در ایام رشید ابوعبیده را به بصره خواند و اثرم را نیز حاضر آورد و اثرم در این وقت شغل وراقی می ورزید و وثاقی در خانهء خود معلوم کرد و او را در آنجا بنشاند و در بروی ببست و کتب ابوعبیده را به او داد و گفت تا آنها را نسخت کند و من با جماعتی از اصحاب نزد اثرم می رفتیم و او کتاب و ورقی سفید بما میداد و میگفت آن را استنساخ کنید و شتاب میکرد و وقت تعیین میکرد که در چند ساعت ما باید آن استنساخ بعمل آریم و ما چنین میکردیم و خود اثرم نزد ابوعبیده تلمذ میکرد و ابوعبیده نسبت بکتب خویش سخت ضنّت داشت و اگر میدانست که اثرم نسبت بکتب او چه میکند البته او را منع میکرد و اثرم شعر نیز میگفت و از جملهء اشعار اوست: کبرت و جاء الشیب و الضعف والبلی و کل امری ء یبلی اذا عاش ما عشت اقول و قد جاوزت تسعین حجه کأن لم أکن فیها ولیداً و قد کنت و أنکرت لما ان مضی جل قوتی و یزداد ضعفاً قوتی کلما زدت کأنی اذا أسرعت فی المشی واقف لقرب خطی مامسها قصر وقت و صرت أخاف الشی ء کان یخافنی أعد من الموتی لضعفی و مامت و أسهر من برد الفراش و لینه و ان کنت بین القوم فی مجلس نمت. رجوع به معجم الادباء چ مارگلیوث ج 5 ص 421 و 422 شود. (1) - ابن الندیم نیز این کتاب را به نام اثرم مطلق آورده است.