«لغت نامه دهخدا»
[اِ تِ] (ع مص) جَزّ. (زوزنی). بریدن پشم. فریز کردن (موی). بیرین کردن: اجتزّ الشعر. (منتهی الارب). || بریدن و درودن. اِجدزاز. یقال: اجتززت الشیحَ و اجدززته؛ اذا جززته. (منتهی الارب). || بدرو آمدن کشت.