احمز

«لغت نامه دهخدا»

[اَ مَ] (ع ن تف) استوارتر. قوی تر. اشدّ. اشق. اقوی. امتن. و بدین معنی است حدیث ابن عباس: افضل الاعمال احمزها، و بروایتی افضل العبادات احمزها؛ ای اشقّها. (مهذب).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر