اختمار

«لغت نامه دهخدا»

[اِ تِ] (ع مص) خمیر شدن. || خمیر کردن. || برآمدن آرد سرشته. || معجر پوشیدن. معجر برافکندن. خِمار بر سر افکندن. خِمار پوشیدن زن. سرپوش افکندن. (زوزنی). مقنعه بر سر افکندن. || رسیده شدن می و جوش زدن آن. (منتهی الارب). || بگردیدن بوی خمر. (تاج المصادر بیهقی).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر