اختیار آمدن

«لغت نامه دهخدا»

[اِ مَ دَ] (مص مرکب) گزیده آمدن : وزرای انوشیروان در مُهمی از مصالح ملک اندیشه همی کردند. و ملک همچنین تدبیری اندیشه کرد بزرجمهر را رأی ملک اختیار آمد. (گلستان). یکی را از دوستان گفتم امتناع سخن گفتنم بعلّت آن اختیار آمده است. (گلستان).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر